![]() |
![]() |
|
|
نمی تونم ذوق و خوشحالیم رو وقتی از تو کامنتی می گیرم نشون ندم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
من کلا ۴ تا وب تو بلاگفا داشتم که ۳ تاش مدت هاست که داره خاک می خوره امروز ۲ تا از اون ۳ تا رو حذف کردم کلی کیف داشت و اما اون یکی که قراره به زودی رونق بگیره اینجارم که عمرا اگه چیزی هم ننویسم صد سال حذف نمی کنم
پ ن:یه سری از پیوندهای وبلاگم رو حذف کردم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
دیشب موقع برگشت سر چهار راه همیشگی هدفون به گوش منتظر چراغ سبز عابر دیدم یکی اونور چراغ داره دست تکون می ده در یک لحظه که تجزی تحلیل کردم که کی می تونه باشه من که کسی رو ندارم و اینا دیدم به دوست دوران راهنمایی (یکی از دوستای نزدیک الانم)داره با خنده بارم دست تکون می ده و جالب که صبحش بهم زنگ زده بود نمی دونم چه حسی بود که فقط چشام پر اشک می شد هی نه به خاطر دیدن دوستم که البته شاید اولین بار بود از دیدنش اینقدر خوشحال می شدم و لی اشکام علتش اون نبود شاید حس امنیت آغوش دوستم شاید دلتنگی ها و استرس هام و شاید شاید.....خلاصه جالب بود وکمی پیاده روی تو هوای خنک و بارونی .موقع خداحافظی همش بهم می گفت شهرزاد مواظب خودت باش انقدر فکر نکن نشین خونه بیا پیش من ......!
هر چیزی به نوعی راه گلوم رو بغز آلود می کنه .دلم می خواد ریز ریز اشک بریزم برم تو یه فضای باز به دور ز چشم همه هدفون به گوش .قرار شده دیگه نمی دونم رو از تو دیالوگ هام حذف کنم چون دقیقا جایی به کار می برمشون که می دونم دلم ازادی می خواد جسارت یه اعصاب درست و درمون طبیعت سبز یکم حوصله قدرت توانایی و خیلی چیزای دیگه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
از دیشب داره باد میاد و من از صدای باد می ترسم .امروز کلا از اون روزاست که خیلی خووب شروع کردم از همون اول ......تو از هرچی غم و ناراحتی دیگه بیزاری و من هنوز غمگین یا باید از این دنیایی که توشم بیام بیرون یا خودم سانسور کنم چه کنم یه تلنگر کوچیک بهم یاد آوری می کنه که زندگی چه طوریه؟از همه بدتر این مبهم بودن که چی میشه و چطوری ؟دیشب یه بغزی تو گلوم بود که تحت کنترل بود با شنیدن دکلمه شعر آدمی با صدای خود شاملو از کنترل خارج شد..کلا آدم رقیق القلبی شدم که نگو به عبارتی اشکم در مشکمه..کلا این شاملو چرا این جوریه چرا انقدر آدم بوده ای خدا؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
دلم می لرزه........
قبل از اینکه بیام پای وب داشتم فکر می کردم چقدر خوب تونستم خودم کنترل کنم ولی همینکه پیغامت رو دیدم دلم دستم قلبم و بغزم لرزید داشتم همون آهنگرو هم گوش می دادم وای که تک تک کلمه هاش و دوست دارم همش با مفهومه و واقعیه . حالا من چه کنم با همون دنیای قبلیم که خیلی زود توش پرت شدم چه کنم؟ تک تک ثانیه هایی که می گذره هم ترسناکن هم خوبن. چون زمان میره جلو هم بده چون می ره جلو و از پیری متنفرم ....این چیزی بود که خیلی سریع اومد تو ذهنم و خواستم مکتوب باشه . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
چند روزی نبودم
چند روزی تو دنیای همیشگی خودم نبودم چند روزی ............ تو این چند روز ۴۱ ایمیل داشتم خیلی کیف داره آدم کلی واسش ایمیل بیاد البته بیشترش دروغ چرا از این تبلیغاتی هاست ولی خوب خوبه بازم!نمی دونم چرا می خوام به خودم بقبولونم فردا شنبه است شاید چون تمام کارا و تصمیمات و شروع به درس خوندن و رژیم ها و.............از شنبه قراره شروع شه حالا از فردا که برای من شنبه هست چی می خواد شروع شه بماند چون خودمم نمی دونم چیه؟ البته کلی فکر تو ذهنمه ولی خوب حالا فردا سشنبه است کوووووووووووو تا شنبه یه تشکر خیلی ویژه دارم ازت به خاطر همه چیز مرسی مرسی امروز ۲۵ آبان ........................................باورت میشه؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
فکرو خیال همیشه اذیتم می کنه در طول روز گاهی وقت ها خیلی زیاد ولی دیشب انقدر شدید شده بود که از ساعت ۱۲ تا ۱ تو جام از ین دست به اون دست می شدم و یه بغز بدی تو گلوم بود .
تا حالا قرص امپرازول رو با نوشابه خوردید؟ دارم فکر می کنم چرا نی شینم سر درسو مشقم بازم امروز از محل کار پارسال بهم زنگ زدن و این دفعه با شهامت تمام گفتم خانم غ من نمی تونم بیام البته درس رو بهانه کردم گاهی وقت ها از خودم بدم میاد که انقدر دختر بدی میشم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
![]() گشنیز عضو جدید خونه ما سعی کنید دوسش داشته باشید پ ن:البته نقش جاکلیدی رو هم داره پ ن:کیفیت عکس خیلی پایین پ ن: قراره پای ثابت کلاس رفتن خرید کردن درد دل کردن و............کلا باشه پ ن:مرسی مریم جون درست حدس زده بودم عزیزم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
امروز روز بزرگی هم واسه تو هم من دوست داشتم پیشت بودم و حظور داشتم ولی از همین جا برات آرزوی موفقیت می کنم
کارتون آپ رو دیدم خیلی معرکه است خیلی پ ن:مریم عزیزم که برام خصوصی گذاشتی ممنون مطمئنم که همون مریمی هستی که خودم فکر می کنم چون آدرس یا چیزی که بفهمم خودتی نذاشتی مرسی عزیزم از تبریکت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
اینکه من دوباره به خودم بد قولی کردم خیلی بده خیلی .دوباره سعی می کنم تا وقتی که همیشه رو قولم بمونم.اوضاع و احوال مثل همیشه است یه روز خوب یه روز نه شاید بهتره بگم یه ساعتی خوب یه ساعتی نه.درس و مشق هم تقریبا شروع شده رفتم امتحان تعیین سطح زبان دادم ولی این ترم نمی دونم می رم یا نه.عکس و فیلم مراسمم رو که م یبینم زیاد از خودم راضی نیستم امیدوارم عکس آتلیه خوب شده باشه تنها امیدواریم اینه که اونا خوب باشه البته این نارضایتی فقط از جانب منه هیشکی مثل من فکر نمی کنه و همه تقریبا راضی هستند کلا من کامل راض نیستم همیشه از همه چی هیچ وقت البته همیشه نه شاید اغلب.عینک کماکان رو نرو نمی تونم زیاد تحمل کنمش با این که چشام اذیت می شه .هوا هم ابری این خورشید کجاست پس؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم آبان 1388ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
اشک راه خودشو باز کرده اما چند قطره میاد رو گونم چند تا هق هق تو دلم
دلم خیلی گرفته انقدر که.......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
از هوای سرد بیزارم همش ناراحتم که روزا داره رو به زمستون برف و سرما میره یه دلگیری داره که از گفتنش هم دلگیر می شم
آدما چقدر عجیبا واقعا دلم گرفته دلم تیر ماه می خواد گوجه سبز آفتاب داغ روزای بلند .......... دلم یه آغوش بی دغدغه می خواد دلم یه پیشرفت یه شبه می خواد دلم گرمی می خواد همه جا گرم باشه خنده باشه شلوغ باشه بی دلهره و ترس |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آبان 1388ساعت 4:0 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ align:center;width:135px">نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1 |
| درباره وبلاگ |
|
وبلاگ ديگر من http://www.vakil1388.blogfa.com
|
| پیوندهای روزانه |
|
اندیشه ها و نوشته های جمال قمری معماری و دنیای مجازی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|