![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
درد
غم ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
![]() همیشه عاشق بید مجنون بودم مکان(پارک...چهارشنبه۱۳ خرداد ) خودمم دیگه نمی دونم چمه ؟؟؟ پ ن:کاش یه جایی بود بعضی وقت ها من می رفتم یکم داد می زدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
سبز تویی که سبز می خواهمت
همین طوری گفتم همه این روزا سبز شدن منم یه چیزی از سبز بگم ولی این شعر کجا و....... جای نقطه چین هرچی دوست داری بذار پ ن:این حرفم البته اصلا به این معنی نیست من رای نمی دم و سبزی خوردن هم نمی خورم گفته باشم ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
دلم یه دیازپامی لرازپامی چیزی می خواد یاد فیلم شب یلدا افتادم فروتن:داروهارو می خوند می گفت لراززپام دیاززپام پام پام پام : بعد به خودش می گفت وابدی وادادی ها بعد همه دارو هارو ریخت دور .دوباره نصف شب رفت سر وقت سطل آشغال دنبالشون می گشت بعدشم بی بی واسش یه دوغ مشت درست کرد کاش منم یه بی بی داشتم ....
دلم یه آهنگ می خواد آروم و ملایم. همه آهنگ های شاد و غمگین شده عشقی بیاید از چیزای دیگه هم بخونید مثلا از دیازپام امشب منو زیاد جدی نگیرید به شدت اضطراب دارم شما هام هی میاین این جارو می خونید هی هی شاد میشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
هر کی دوست داره می تونه شادیش رو با من قسمت کنه شدیدا استقبال می شود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از انکه بانگ آید روزی کی ای بی خبران را ه نه آن است و نه این این دو بیت از خیام با صدای شاملو یعنی یه چیز فوق العاده بلد نیستم رو وبلاگم موسیقی بذارم و گرنه می گذاشتم لذتش و ببرید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
زندگی سخت در گذر است
زندگی به سختی در گذر است؟ زندگی کلا در گذر است ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
می دونم هنوز باور نکردی منم نکردم
می دونم خیلی سخته منم قبلا حسش کردم می دونم خیلی ناراحتی حق داری بایدم باشی می دونم خونه دیگه اون خونه سابق نیست می دونم و حست می کنم و درکت می کنم و عمیقا متاسفم چیز بیشتری نمی تونم بگم چی می تونم بگم. عزیزم فقط برات صبر و آرامش می خوام همین روح پدرت شاد زهرای عزیزم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ align:center;width:135px">نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1 |
| درباره وبلاگ |
|
وبلاگ ديگر من http://www.vakil1388.blogfa.com
|
| پیوندهای روزانه |
|
معماری و دنیای مجازی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|